exmatrikulieren
transitiv۱. اخراج کردن (از دانشگاه)، اسم دانشجویی را از دفتر دانشگاه حذف کردن
[hat]
Beispiele:
اسم خود را از دفتر دانشگاه خط زدن
sich exmatrikulieren lassen
۱. اخراج کردن (از دانشگاه)، اسم دانشجویی را از دفتر دانشگاه حذف کردن
[hat]
اسم خود را از دفتر دانشگاه خط زدن
sich exmatrikulieren lassen