ertönen
intransitiv۱. بهصدادرآمدن، صدای چیزی بلندشدن؛ (صدای/ طنینِ) چیزی بهگوشرسیدن، شنیده شدن
[ist]
Beispiele:
بهصدادرآوردن
ertönen lassen
۱. بهصدادرآمدن، صدای چیزی بلندشدن؛ (صدای/ طنینِ) چیزی بهگوشرسیدن، شنیده شدن
[ist]
بهصدادرآوردن
ertönen lassen