entflammen
transitiv/intransitiv۱. برافروختن؛ شعله ور کردن
[hat]
۲. برانگیختن؛ به وجد آوردن
Wendungen:
آتش عشق در دل داشتن؛ در آتش عشق سوختن
in Liebe entflammt sein
۱. برافروختن؛ شعله ور کردن
[hat]
۲. برانگیختن؛ به وجد آوردن
آتش عشق در دل داشتن؛ در آتش عشق سوختن
in Liebe entflammt sein