engagieren
transitiv۱. استخدامکردن، بهکارگماشتن، مامور کردن
tr.; [hat]
۲. فعالیتکردن برای؛ از خود مایه گذاشتن برای [عا]؛ تلاش کردن
sich engagieren für
Beispiele:
برای این کار خیلی تلاش (دوندگی) کرده است که ...
er hat sich sehr dafür engagiert, dass ...
۳. خود را درگیرکردن؛ بر عهده گرفتن؛ متعهد شدن
sich engagieren (sich festlegen)