durchschieben
transitiv۱. از لای سوراخ (روزنه) به داخل انداختن
[*][hat]
Beispiele:
نامه ای را از زیر در به داخل انداختن
einen Brief unter der Tür durchschieben
۱. از لای سوراخ (روزنه) به داخل انداختن
[*][hat]
نامه ای را از زیر در به داخل انداختن
einen Brief unter der Tür durchschieben