wort dictionary

bezwecken

transitiv

۱. مقصودی (منظور)/ هدفی داشتن، چیزی مقصود/ هدف کسی بودن، هدفی را دنبال کردن

[hat]

Beispiele:

مقصودش از این کار چیست؟

was bezweckt er damit?

که نتیجه اش چه باشد؟

und was soll das bezwecken

با این کار چه منظوری (چه مقصودی) داری؟

was bezweckst du damit?