bescheinigen
transitiv۱. گواهی/ تصدیق کردن، مورد گواهی/ تصدیق قرار دادن
[hat]
Beispiele:
این را باید به گواهی پزشک برسانی
das muss du dir vom Arzt bescheinigen lassen
بدین وسیله گواهی می شود/ می نماید که
hiermit wird bescheinigt, dass
۲. رسید دادن
[hat]