bergab
kausal۱. سرازیر، سرازیری، سراشیبی، رو به پایین
Wendungen:
وضع مالی اش (هر روز) بدتر می شود
es geht finanziell bergab mit ihm
روز به روز وضعش دارد خرابتر می شود؛ روز به روز حالش دارد بدتر می شود
mit ihm geht es immer mehr bergab
۱. سرازیر، سرازیری، سراشیبی، رو به پایین
وضع مالی اش (هر روز) بدتر می شود
es geht finanziell bergab mit ihm
روز به روز وضعش دارد خرابتر می شود؛ روز به روز حالش دارد بدتر می شود
mit ihm geht es immer mehr bergab