befristen
transitiv۱. مدت گذاشتن برای، محدودیت زمانی تعیین کردن برای، محدود کردن (از نظر زمانی)
[hat]
Beispiele:
مدت بورس تحصیلی به یک سال محدود است
das Stipendium ist auf ein Jahr befristet
۱. مدت گذاشتن برای، محدودیت زمانی تعیین کردن برای، محدود کردن (از نظر زمانی)
[hat]
مدت بورس تحصیلی به یک سال محدود است
das Stipendium ist auf ein Jahr befristet