wort dictionary

beerdigen

transitiv

۱. به خاک/ به گور سپردن، دفن کردن، خاک/ قبر کردن، گور/ چال کردن [تحق]؛ مراسم تدفین کسی را به جا آوردن

[hat]

Beispiele:

کسی را با آیین کلیسایی دفن کردن

jdn. kirchlich beerdigen