auswärts
lokal۱. بیرون؛ خارج (از خانه)
nicht zu Hause
Beispiele:
بیرون غذا خوردن
auswärts essen
۲. در شهر دیگری، جای دیگری؛ بیرون شهر، خارج از شهر
nicht am Ort; außerhalb der Stadt
۳. به بیرون
۱. بیرون؛ خارج (از خانه)
nicht zu Hause
بیرون غذا خوردن
auswärts essen
۲. در شهر دیگری، جای دیگری؛ بیرون شهر، خارج از شهر
nicht am Ort; außerhalb der Stadt
۳. به بیرون