wort dictionary

ausreisen

intransitiv

۱. خارج شدن [از کشوری]، بیرون رفتن، ترک کردن؛ وارد شدن [به کشور]؛ از مرز خارج شدن؛ به خارج مسافرت کردن

[*][ist]

Beispiele:

با قطار از فرانسه خارج شدن

mit der Bahn aus Frankreich ausreisen

از طریق زالسبورگ وارد آلمان شدن

über Salzburg nach Deutschland ausreisen