aushandeln
transitiv۱. دست یافتن به، رسیدن به؛ [مذاکره کردن و] به توافق رسیدن در مورد؛ توافق کردن
Tarif; Kompromiss usw.; [*][hat]
Beispiele:
قیمت را طی کردن (بر سر قیمت به توافق رسیدن)
einen Preis aushandeln
۱. دست یافتن به، رسیدن به؛ [مذاکره کردن و] به توافق رسیدن در مورد؛ توافق کردن
Tarif; Kompromiss usw.; [*][hat]
قیمت را طی کردن (بر سر قیمت به توافق رسیدن)
einen Preis aushandeln