ausgleiten
intransitiv۱. (پای کسی) لغزیدن، تعادل خود را از دست دادن؛ [چاقو و غیره:] از دست کسی لغزیدن/ رها شدن؛ سُر خوردن؛ لیز خوردن
[*][ist]
Beispiele:
چیزی سر می خورد و از دست کسی در می رود
etwas gleitet jdm. aus
۱. (پای کسی) لغزیدن، تعادل خود را از دست دادن؛ [چاقو و غیره:] از دست کسی لغزیدن/ رها شدن؛ سُر خوردن؛ لیز خوردن
[*][ist]
چیزی سر می خورد و از دست کسی در می رود
etwas gleitet jdm. aus