aufschließen
transitiv۱. [با کلید] باز کردن
tr. (Tür, Schrank usw.); [*][hat]
۲. فاصله خود را کمتر کردن، جلوتر رفتن (در یک صف)، جلوتر آمدن، به هم نزدیکتر شدن، (در ورزش به تیم ممتاز یا به ورزشکار ممتاز رسیدن)
itr. (aufrücken); [*][hat]
۳. آشکار کردن بر
tr.; jmdm. etwas aufschließen
۴. راز دل خود را گفتن به/ در میان گذاشتن با
sich jmdm aufschließen; auch: jmdm. sein Herz aufschließen
Beispiele:
برای او درد دل کرد
er schloss ihr sein Herz auf
۵. (شروع به) بهره برداری کردن از؛ (شروع به) استخراج کردن
tr. (Mine; Erdgas usw.); [*][hat]
۶. یک ماده ی نامحلول را به یک ماده ی محلول تبدیل کردن
[*][hat]