wort dictionary

anzahlen

transitiv

۱. بیعانه دادن، بیعانه پرداختن، پیش پرداخت کردن، علی الحساب دادن، پیش قسط دادن

[*] [hat]

Beispiele:

چقدر باید بیعانه بدهم؟

wie viel muss ich anzahlen?

برای جنسی بیعانه دادن

eine Ware anzahlen

برای ماشین پانصد یورو بیعانه داده است

er hat für das Auto 500 Euro angezahlt