wort dictionary

alternativ

Adjektiv

۱. آلترناتیو، بدیل، گزینشی، دیگر، جایگزین، قابل انتخاب (از میان دو امکان)؛ غیر از چیزی که معمول یا متداول بود، متفاوت (از آنچه که مرسوم بود)

Beispiele:

انرژیهای آلترناتیو [مثلاً خورشدی به جای اتمی]

alternative Energien

دو پیشنهاد کرد که از میانشان یکی را انتخاب کنیم

er machte alternativ zwei Vorschläge

Grammatik

POSITIValternativ
KOMPARATIValternativer
SUPERLATIVam alternativsten