wort dictionary

abschnüren

transitiv

۱. (شریان بند)‌ بستن؛ (با یک باند یا پارچه) مسدود کردن (برای جلوگیری از خونریزی)؛ (راه چیزی را) بستن

[*][hat]; (Bein, Ader usw.)

Wendungen:

نفس کسی را بند آوردن،‌ کسی را خفه کردن؛[مج:] کسی را خانه خراب کردن

jmdm. die Luft abschnüren