abschließend
Adjektiv۱. در خاتمه، در پایان
zum Abschluss
۲. به طور نهایی، به طور قطعی؛ نهایی، آخر، آخرین
endgültig
Beispiele:
لایحه ای را به طور نهایی مورد بحث قرار دادن
eine Vorlage abschließen behandeln
اظهار نظر نهایی
ein abschließendes Urteil
۱. در خاتمه، در پایان
zum Abschluss
۲. به طور نهایی، به طور قطعی؛ نهایی، آخر، آخرین
endgültig
لایحه ای را به طور نهایی مورد بحث قرار دادن
eine Vorlage abschließen behandeln
اظهار نظر نهایی
ein abschließendes Urteil