abdrücken
transitiv۱. تیر اندازی/ شلیک کردن (به طرف)، تیر انداختن/ تیر در کردن/ تیر خالی کردن (به طرف)؛ ماشه را کشیدن؛ آتش کردن
auf akk. (Geweh usw.); tr., itr.; [*][hat]
۲. محکم بغل کردن، بغل گرفتن، به خود چسباندن ( و سر و رویش را بوسیدن)
itr. (Person)
۳. فشار دادن و جریان چیزی را قطع کردن/ راه چیزی را بستن، فشردن
tr. (jmdm die Ader abdrücken u.Ä.); [*][hat]
Beispiele:
کسی را خفه کردن
jmdm. de Luft abdrücken
۴. جای چیزی/ اثر چیزی ماندن در، نقش انداختن در؛ قالب گرفتن
sich abdrücken in Dat. (Fuß usw.)
۵. سیفون کشیدن (توالت)
[*][hat]