wort dictionary

Umlauf

der
Plural: Umläufe
Genitiv: (e)s

۱. گردش؛ چرخش، دَوَران، حرکت چرخشی

Tech. (eines Planeten usw.)

۲. گردش، جریان

unz. (des Geldes usw.)

۳. بخشنامه

Rundschreiben

۴. [سرمایه:] به جریان انداختن؛ [خبر:] پخش / شایع / منتشر کردن، [شایعه:] بر سر زبان ها انداختن

in Umlauf bringen/ setzen

Beispiele:

در گردش بودن، در جریان بودن، رواج داشتن؛ [خبر:] شایع بودن، بر سر زبان ها بودن

im/ in Umlauf sein

شایعه پراکنی کردن

Gerüchte in Umlauf setzen