wort dictionary

Umgang

der
Plural: Umgang
Genitiv: (e)s

۱. رفت و آمد، نشست و برخواست، معاشرت، مراوده، رابطه؛ همصحبتی، همنشینی، مصاحبت، حشر و نشر، مجالست

Verkehr

Beispiele:

با کسی معاشرت/ رابطه/ رفت و آمد داشتن

Umgang mit jdm. haben/ pflegen

او همنشین/ همصحبت مناسبی برای تو نیست

sie ist kein Umgang für dich

۲. برخورد با، رفتار با؛ سر و کار داشتن با؛ سر و کله زدن با [عا]

Umgang mit (Beschäftigung)

Beispiele:

درست می داند با کودکان چطور رفتار کند

er ist geschickt im Umgang mit Kindern

سر و کار داشتن مداوم با کتاب/ با حیوانات

der ständige Umgang mit Büchern/ Tieren

طرز کار با چیزی را یاد ‏گرفتن

den Umgang mit etwas lernen