wort dictionary

Stütze

die
Plural: Stützen
Genitiv: NULL

۱. تکیه گاه؛ ستون؛ [مج نیز:] کمک؛ پشتیبان، حامی، مدد؛ پشتوانه؛ عصای دست؛ رکن، یکی از ارکان؛ شمع (برای نگهداری دیوار)

Beispiele:

برایم تکیه گاه مهمی بود، از من خیلی پشتیبانی/ حمایت کرد

sie war mir eine große Stütze

ارکان اجتماع

die Stützen der Gesellschaft

به کسی متکی بودن

eine Stütze an jdm. haben