Störung
diePlural: Störungen
Genitiv: NULL
۱. مزاحمت؛ اسباب مزاحمت؛ ایجاد مزاحمت؛ [نیز:] اختلال؛ برهم زدن
Beispiele:
می بخشید که مزاحم می شوم/ شدم!
verzeihen Sie/ entschuldigen Sie (bitte) die Störung!
۲. خرابی، عیب، نقص، اختلال؛ از کار افتادگی
۳. اختلال، نارسایی، نقص (پزشکی)
۴. پارازیت (رادیو)
Radio