Start
derPlural: -s oder selten -e
Genitiv: (e)s
۱. شروع/ آغاز (مسابقه)؛ [نیز:] خط آغاز، استارت؛ مبدأ
Beispiele:
کنار خط آغاز، در مبدأ؛ [مج:] آماده ی شرکت در مسابقه
am Start
مبدأ و مقصد
Start und Ziel
۲. (شروع) پرواز، از زمین بلند شدن؛ خیز، خیزش
eines Flugzeugs usw.
Beispiele:
آماده ی پرواز بودن
fertig zum Start sein
اجازه ی پرواز دادن
den Start freigeben
پرواز/ خیزش فضاپیما به تأخیر افتاد
der Start des Raumschiffes verzögerte sich
۳. آغاز، شروع