Scheidung
diePlural: Scheidungen
Genitiv: NULL
۱. طلاق، جدایی
Beispiele:
تقاضای طلاق کردن، طلاق خواستن
die Scheidung einreichen
می خواهد/ در صدد است طلاق بگیرد، دارد طلاق می گیرد
sie lebt in Scheidung
۲. [نیز:] تفاوت، تفاوت گذاری، تمایز، فرق، تفکیک؛ [شیمی:] جداسازی
das Scheiden, Trennung