wort dictionary

Pate

der
Plural: Paten
Genitiv: n

۱. پدر تعمیدی، پدرخوانده؛ [جمع نیز:] والدین تعمیدی، پدر و مادر تعمیدی

Taufpate

Beispiele:

پدر تعمیدی کسی بودن؛ [مج:] الهام بخش کسی بودن، کسی را تحت تأثیر قرار دادن

bei jdm. Pate stehen

در چیزی نقش عمده ای داشتن، در انجام کاری نقش داشتن

bei etwas Pate stehen

۲. فرزند تعمیدی

Patenkind