oberst(er, -e, -es)
Adjektiv۱. بالاترین، فوقانی ترین
(Stockwerk, Schublade usw.)
۲. بالاترین
(Bevölkerungsschicht usw.)
۳. عالی؛ عالی ترین، بالاترین؛ آخرین؛ عالی رتبه ترین
(Behörde)
Beispiele:
دیوان عالی کشور
Oberstes Gericht
۱. بالاترین، فوقانی ترین
(Stockwerk, Schublade usw.)
۲. بالاترین
(Bevölkerungsschicht usw.)
۳. عالی؛ عالی ترین، بالاترین؛ آخرین؛ عالی رتبه ترین
(Behörde)
دیوان عالی کشور
Oberstes Gericht