Manschette
diePlural: Manschetten
Genitiv: NULL
۱. سرآستین، [پیراهن:] سردست؛ مچ؛ [نیز کاغذی کشی که برای تزئین دور گلدان می پیچند]
Wendungen:
ترسیدن، ترس داشتن
Manschetten haben (ugs.)
ترسیدن، جا زدن
Manschetten bekommen (ugs.)
۲. واشر
۳. بازوبند فشار (خون) سنج