Kanone
diePlural: Kanonen
Genitiv: NULL
۱. توپ (جنگی)
Geschütz
Beispiele:Wendungen:
توپ را آتش/ شلیک کردن
die Kanone abfeuern
شلوغش کردن، قشقرق راه انداختن، الم شنگه به پا کردن
mit Kanoneen auf Spatzen schießen ugs.
افتضاح (خیلی بد) بودن
unter aller Kanone sein
افتضاح
unter aller Kanone ugs.
۲. هفت تیر، لورور
Revolver
۳. دستِ اول، کسی که تا ندارد/ رو دست ندارد، کسی که غوغا می کند، غول
Könner
Beispiele:
تنیس باز ماهری است، در بازی تنیس استاد است
er ist eine richtige Kanone im Tennis
در رشته ی خود استاد است
er ist auf seinem Gebiet eine Kanone