Inventar
dasPlural: Inventare
Genitiv: s
۱. (فهرست) موجودی؛ [نیز:] صورت موجودی، فهرست اموال
Beispiele:
صورت برداری کردن از (موجودی)، موجودی (انبار را) گرفتن
Inventar aufnehmen
۱. (فهرست) موجودی؛ [نیز:] صورت موجودی، فهرست اموال
صورت برداری کردن از (موجودی)، موجودی (انبار را) گرفتن
Inventar aufnehmen