Hornhaut
diePlural: Hornhaut
Genitiv: NULL
۱. پوستِ شاخی [مانند میخچه، پینه]، پوست پینه بسته، پوست سخت شده
Hautstelle
Beispiele:
پینه بستن (روی پوست)
Hornhaut bilden
۲. قرنیه (چشم)
des Auges
۱. پوستِ شاخی [مانند میخچه، پینه]، پوست پینه بسته، پوست سخت شده
Hautstelle
پینه بستن (روی پوست)
Hornhaut bilden
۲. قرنیه (چشم)
des Auges