Handgemenge
dasPlural: Handgemenge
Genitiv: s
۱. کتک کاری، زد و خورد، کشمکش
Beispiele:
کار به کتک کاری کشید
es kam zu einem Handgemenge
کارشان به کتک کاری کشید، آن ها با هم دست بهیقه شدند
sie kamen miteinander ins Handgemenge
۱. کتک کاری، زد و خورد، کشمکش
کار به کتک کاری کشید
es kam zu einem Handgemenge
کارشان به کتک کاری کشید، آن ها با هم دست بهیقه شدند
sie kamen miteinander ins Handgemenge