Gotteslohn
Adjektiv۱. اجر خداوند
Beispiele:
محضِ رضای خدا؛ [نیز:] برایگان، مجانی، مفت، مفتکی [عا]
für/ um einen Gotteslohn
کاری را در راه خدا (بدون دریافت دستمزد) انجام دادن
etwas um einen Gotteslohn tun
۱. اجر خداوند
محضِ رضای خدا؛ [نیز:] برایگان، مجانی، مفت، مفتکی [عا]
für/ um einen Gotteslohn
کاری را در راه خدا (بدون دریافت دستمزد) انجام دادن
etwas um einen Gotteslohn tun