Frühlingsgefühle
die۱. احساس نشاط و سر حالی (در فصل بهار)
Pl.
Beispiele:
(در سن بالا دوباره) عاشق شدن؛ احساس کشش نسبت به زن پیدا کردن
Frühlingsgefühle haben (bekommen)
۱. احساس نشاط و سر حالی (در فصل بهار)
Pl.
(در سن بالا دوباره) عاشق شدن؛ احساس کشش نسبت به زن پیدا کردن
Frühlingsgefühle haben (bekommen)