Fratze
diePlural: Fratzen
Genitiv: NULL
۱. پک و پوز؛ قیافه (ی ایکبیری)
Gesicht
۲. شکلک، دهنکجی، ادا، حرکات مسخره آمیز صورت
(Grimasse)
Beispiele:
دهن کجی کردن، ادا (شکلک) درآوردن
Fratzen schneiden (ziehen)
۱. پک و پوز؛ قیافه (ی ایکبیری)
Gesicht
۲. شکلک، دهنکجی، ادا، حرکات مسخره آمیز صورت
(Grimasse)
دهن کجی کردن، ادا (شکلک) درآوردن
Fratzen schneiden (ziehen)