Exzess
derPlural: Exzesse
Genitiv: es
۱. افراط(کاری)؛ زیادهروی؛ [نیز:] خشونت
Beispiele:
کاری را بهافراط کشاندن، در کاری افراطکردن، زیادهرویکردن
etwas bis zum Exzess treiben
کار بهخشونت کشید/ انجامید
es kam zu wilden Exzssen
۱. افراط(کاری)؛ زیادهروی؛ [نیز:] خشونت
کاری را بهافراط کشاندن، در کاری افراطکردن، زیادهرویکردن
etwas bis zum Exzess treiben
کار بهخشونت کشید/ انجامید
es kam zu wilden Exzssen