Enge
diePlural: Engen
Genitiv: NULL
۱. تنگی؛ باریکی، کمعرضی، تنگنا
unz.
Wendungen:
عرصه را بر کسی تنگکردن، راهِ گریز برای کسی نگذاشتن، کسی را بهمخمصه انداختن، کسی را در تنگنا قرار دادن
jmdn. in die Enge treiben
۲. گذرگاهِ تنگ، تنگراه؛ گلوگاه؛ جاتنگی
(enge Stelle)
۳. تنگه، بغاز؛ باب؛ راهِ آبی
Meerenge