Blöße
diePlural: Blößen
Genitiv: NULL
۱. آبروی خود را بردن/ ریختن، خود را لو دادن، (نقطه) ضعف نشان دادن؛ رسوا شدن
sich eine Blöße geben
Beispiele:
فرصت حمله به کسی دادن
jmdm. eine Blöße bieten auch fig.
۲. برهنگی، عورت؛ عریانی؛ لختی
Nacktheit
۳. محوطه بی درخت
im Wald