wort dictionary

Ausschau

die
Plural: Ausschau
Genitiv: NULL

۱. منتظر بودن، چشم به راه بودن

Ausschau halten

Beispiele:

منتظر چیزی/ کسی بودن،‌ چشم به راه چیزی/ کسی بودن؛ (با نگاه) پی کسی یا چیزی گشتن؛ چشم به راه آمدن کسی یا چیزی بودن

nach jdm. oder etwas Ausschau halten (Ausschau halten nach)