wort dictionary

Anhang

der
Plural: Anhänge
Genitiv: s

۱. پیوست، ضمیمه، افزایه؛ متمم؛ تکمله؛ بخش الحاقی،‌ ملحقه،‌ ملحقات؛ تعلیقات؛ ذیل

eines Buches usw.

Beispiele:

در پیوست قرار داد

im Anhang zu dem Vertrag

به ضمیمه ی این فرهنگ؛ در قسمت الحاقی این فرهنگ

im Anhang dieses Wörterbuches

۲. هوادار، هواخواه،‌طرفدار، پیرو،‌ حامی

Anhängerschaft

۳. قوم و خویش، خویشاوند، فک و فامیل [عا]

Verwandtschaft