Alarmbereitschaft
die۱. حالت آماده باش؛ حالت آمادگی؛ گوش به زنگی
k.P.
Beispiele:
گوش به زنگ بودن؛ به حالت آماده باش بودن
in Alarmbereitschaft sein (stehen)
۱. حالت آماده باش؛ حالت آمادگی؛ گوش به زنگی
k.P.
گوش به زنگ بودن؛ به حالت آماده باش بودن
in Alarmbereitschaft sein (stehen)