Akkord
derPlural: Akkorde
Genitiv: e(s)
۱. آکورد؛ هم آهنگی
۲. کارمزدی (پرداخت مزد در ازای مقدار کار انجام شده و نه بر اساس ساعات کار)
Leistungslohn
Beispiele:
(به طور) کارمزدی کار کردن
im Akkord arbeiten
۳. مصالحه؛ سازش؛ توافق
Vergleich
۱. آکورد؛ هم آهنگی
۲. کارمزدی (پرداخت مزد در ازای مقدار کار انجام شده و نه بر اساس ساعات کار)
Leistungslohn
(به طور) کارمزدی کار کردن
im Akkord arbeiten
۳. مصالحه؛ سازش؛ توافق
Vergleich