Abstrich
derPlural: Abstriche
Genitiv: (e)s
۱. کاهش، کسر، تقلیل؛ محدود کردن
Kürzung
Beispiele:
بودجه را کاهش دادن/ محدود کردن
Abstriche am Haushaltsplan vornehmen/ machen - Abstriche am Etat machen
۲. نمونه برداری [از مخاط، بافت، رحم و غیره]؛ نمونه[ ی برداشته شده]
Beispiele:
نمونه برداری کردن (برای آزمایش)، نمونه برداشتن
einen Abstrich machen
۳. آرشه کسی به طرف پایین (ویولن)