wort dictionary

zutage

modal

۱. بیرون آوردن؛ به در آوردن؛ [نیز:] از زیرِ خاک بیرون آوردن، استخراج کردن؛ [مج:] آشکار / معلوم کردن

zutage bringen/ fördern

۲. بیرون آمدن؛ (از زمین) بیرون زدن؛ [مج:] آشکار / معلوم شدن؛ آشکار / برملا / فاش شدن

zutage treten

۳. آشکار / بدیهی / معلوم بودن

(offen) zutage liegen