wort dictionary

zusammentreten

transitiv

۱. زیرِ پا لِه کردن؛ (با لگد) له و لورده کردن [عا]

۲. تشکیلِ جلسه دادن، جلسه تشکیل دادن؛ (دورِ هم) جمع شدن

itr., ist