zurückweichen
intransitiv۱. عقب رفتن، خود را عقب کشیدن
zurücktreten
۲. عقب نشستن، عقب نشینی کردن
۳. فروکش کردن
Hochwasser usw.
۴. ابا داشتن از؛ [نیز:] ترسیدن از؛ جا زدن
zurückweichen vor Dat.
۱. عقب رفتن، خود را عقب کشیدن
zurücktreten
۲. عقب نشستن، عقب نشینی کردن
۳. فروکش کردن
Hochwasser usw.
۴. ابا داشتن از؛ [نیز:] ترسیدن از؛ جا زدن
zurückweichen vor Dat.