wort dictionary

zurückschlagen

transitiv

۱. برگرداندن

Ball

۲. پس زدن، حملۀ کسی را دفع کردن

Feind

۳. دفع کردن

Angriff

۴. عقب زدن

Decke, Gardine, Kragen usw.

۵. ضربۀ کسی را جواب دادن؛ حملۀ کسی را پاسخ دادن؛ مقابلۀ به مثل کردن

itr.