wort dictionary

zurichten

transitiv

۱. خراب کردن

beschädigen

۲. آش و لاش کردن، زخم و زیلی کردن، حسابی کتک زدن

übel zurichten (Person)

۳. آماده کردن؛ [نیز:] تراش دادن؛ عمل آوردن؛ آمودن

vorbereiten