zupfen
transitiv/intransitiv۱. (گرفتن و آهسته) کشیدن
Beispiele:
آستینِ کسی را (مخفیانه) کشیدن
jmdn. am Ärmel zupfen
موهای ابروی / ریشِ خود را (آهسته) کشیدن
an seinen Augenbrauen/ seinem Bart zupfen
۲. [با نوکِ انگشت یا با مضراب] زدن، (کوتاه) کشیدن و به صدا در آوردن
Saite